X
تبلیغات
درد دل
بنام او...
بنام او که فریادها را میشنود..."درد دل " ها را گوش می کند...
السلام عليك سيدي ومولاي ياصاحب العصر والزمان عجل الله فرجك الشريف
السلام عليك ياداعي الله ورباني اياته
پدر...
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم
افسوس که تا پدر نشدم نشناختمت؛براستی که چه زود دیر میشود .
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند

کجابیابم آنکه بشود با او درد دل کرد؟...آیامحرمی می توان یافت؟...

جزآنکه از این ساحل آرام گرفته در کنار تلاطم دریا بیاموزم که باید آرام بود ؛ وبه هنگام همچنان امواج دریا خروشید...
ازجور زمان گرچه علی غمگین بود...تافاطمه بود بر دلش تسکین بود
تافاطمه رازدندازغیرت سوخت...دردی که به چاه هم نمیگفت این بود.
مادر...
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود ...!!!

  • title
  • title
  • title
  • title
  • title
  • title
  • title
  • title
يكشب يا هزار ويكشب..

 3:47  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392  ارسال مطلب توسط:  محمد جعفر خوافی   │  
لوگوی دوستان






برای تبادل لوگو ، کدهای لوگوی وبسایت ما را در وبسایت خود قرار داده و اطلاع رسانی نمایید تا لوگوی شما در این بخش درج گردد. با تشکر.    محمد جعفر خوافی